فني/ تخصصي/سرگرمي سعي بر تبادل اطلاعات در زمينه لوازم خانگي |
||||||||||||||||||||||||||
سه شنبه 16 تير 1390برچسب:, :: 11:30 :: نويسنده : حميد رضا مجيدي
با ماشين سه ميليارد توماني در تهران احساس پادشاهي مي كنم
شرق نوشت: ماشين بازي يكي از معدود تفريحات موجود اما گران در ايران است كه براي جوانان شمال شهر در ماشين هاي چند صد ميليوني و براي اهالي جنوب شهر در دودي كردن شيشه هاي پرايد و نصب سيستم خلاصه مي شود. به گزارش انتخاب، در اين گرد و غبار قيمت هايي جاي خود را باز مي كنند كه بيشتر شبيه به يك رويا هستند؛ رويايي كه براي بخشي از شهروندان تبديل به واقعيت شده است ولي براي بخش بسيار بزرگ تري از شهروندان فقط موجب حيرت مي شوند. به هر حال در همين خيابان هاي شهر ما هر روز خودروهايي مانور مي دهند كه قيمت آنها به مراتب بيشتر از حدس و گماني است كه نوجوانان براي قيمت خودروهاي لوكس مي زنند. بهاي خودروهاي لوكس امروز با قيمت خانه هاي لوكس برابري مي كند. در واقع كالاهاي لوكس به ويتريني شبيه شده اند كه همه نمي توانند به آن نگاه كنند. در حال حاضر كمترين نرخي كه براي خودروهاي عجيب و پررنگ و روغن وجود دارد 300 ميليون تومان است كه در برخي از خيابان هاي تهران مي توان اين بنزها را تماشا كرد. البته خودروهاي بسيار گران تري نيز وجود دارند. اكنون بوگاتي ويرون سوپراسپورت منصوري به عنوان سريع ترين و گران ترين خودرو جهان به قيمت 5/2 ميليون دلار به فروش مي رسد و يك دستگاه از اين خودرو رويايي چند ماهي ميهمان خيابان هاي تهران شده است. محاسبه اين نرخ به ريال سر از قيمت هاي چند ميليارد توماني در مي آورد. از سوي ديگر برخي از مشتريان خودروهاي لوكس نيز در ميان كمترين و بيشترين قيمت خودروهاي لوكس حركت مي كنند و ماشين هاي خود را با 500 الي 600 ميليون خريداري مي كنند. به نظر مي رسد بلايي بزرگ بر سر اقتصاد آمده است، چرا كه در اين شهر پرهياهو و خشن، پاركينگ خانه فردي چند ميليارد ماشين در خود جاي داده و فرد ديگري زير همين آسمان، غم نان، شب ناي راه رفتن برايش نگذاشته است روزگاري نه چندان دور اتومبيل هايي همچون زانتيا و ماكسيما در خيابان هاي تهران خودنمايي مي كردند و كمتر كسي فكر مي كرد روزي ، روزگاري خيابان هاي تهران پذيراي جدي ترين خودروهاي سواري جهان باشد. باورش كمي سخت است اما حقيقت دارد، امروز ديگر خيابان هاي شمال تهران، ميزبان انواع و اقسام ماشين هاي روز دنيا از جمله جديدترين سري جديد سوپر اسپورت «بوگاتي ويرون» با قيمتي معادل سه ميليارد تومان است. خسته از كارهاي روزانه، ساعتي را با يكي از دوستان در گوشه پاركي نشسته بودم و اصلاانتظار نداشتم صداي غرشي كه هي نزديك تر مي شد، متعلق به سريع ترين و گران ترين خودرو جهان باشد. انجام حركات نمايشي با گران ترين خودرو جهان، آن هم در خيابان هاي تهران و بحث شيرين ماشين و ماشين بازي با دوستي كه براي ساعتي فراغت از واقعيت هاي زندگي با من همراه شده بود، جرقه اين گزارش را در ذهن من زد. بچه هاي ديروز كه تمام دلخوشي آنها جمع كردن كارت و پوستر ماشين هايي همچون هامر، بنز، بي ام دبليو، فورد، شورولت، كاديلاك، كرايسلر، فراري و پورشه بود، امروز ديگر بزرگ شده اند و فكر كردن به آرزوهاي دوران كودكي كه سقف آن در داشتن سري جديد كارت و پوستر فلان ماشين خلاصه مي شد، براي آنها به طنز تلخي مي ماند. غم نان و هزينه بنزين و تعمير پرايدي كه به چندين برابر ارزش واقعي خريداري شده، مجالي براي فكر كردن به چيز ديگري را نمي گذارد. بچه هاي امروز اما به دنبال كارت و پوستر نيستند و با فشردن پدال گاز اين ماشين ها به آرزوهاي ديروز من و امثال من، زبان درازي مي كنند. ماشين هاي گران قيمت و لوكس را تنها مي تواني در دور دورهاي شبانه يا پاركينگ رستوران ها و فست فودهاي معروف پيدا كني. سام، پسر 20 ساله اي كه آبميوه به دست به پورشه 630 خود تكيه زده بود وقتي فهميد خبرنگارم گفت: از چي اين ماشين ها مي خواهي گزارش تهيه كني؟ دوره اينها هم ديگه تموم شده و جذابيت شون رو از دست دادن. سام كه متوجه تعجب من شده بود، ادامه داد: ماشين بازي هم خسته كننده شده و حداقل من يكي رو ارضا نمي كنه. عقربه هاي ساعت، پايان يكشنبه رو نشون مي دهد اما انگار در اين قسمت شهر جوانان خيال خوابيدن ندارند. سام، با دعوت من براي گشتي يك ساعته در خيابان هاي شمال شهر، كمك بزرگي به تهيه اين گزارش كرد. ساعت يك صبح تو يكي از خيابون هاي فرعي و خلوت ولنجك انبوهي از ماشين هاي مدل بالاو گران قيمت جمع شده و به انجام حركات نمايشي مشغول بودند. ماشيني كه جرقه اين گزارش رو تو ذهن من زده بود هم گوشه اي پارك شده بود. همه با هم آشنا بودند و وقتي كه سام، من رو خبرنگار معرفي كرد، انبوهي از سوالات شروع شد. برديا يا همان صاحب گران ترين و سريع ترين خودرو جهان در توجيه خريد اين ماشين گفت: بيش از 5/2 ميليون دلار بابت اين ماشين پرداختم و تنها تفريح من، تو زندگي شده گشت زني، تو خيابان ها. برديا در مورد چرايي پرداخت هزينه سه ميليارد توماني بابت ماشين نيز توضيح داد: جايي كه تنها دلخوشي و تفريح امثال من شده قليون كشيدن، چه انتظاري داري. بنزي سفيد رنگ با سرعت از كنار ما گذشت كه به گفته برديا پلاك شده اون رو مي توني 350 ميليون تومان بخري. فراري قرمز رنگي كه با دور درجا زدن دود غليظي راه انداخته بود، توجه من را جلب كرد. فراري خوش رنگي كه به گفته صاحبش بيش از 780 هزار دلار پول بابت آن پرداخت شده است. به گفته برديا؛ صاحب اين ماشين، يكي از پسرهاي خانواده اي سرشناس است كه در سال هاي اخير به واسطه فعاليت هاي اقتصادي خردوكلان و در اختيار داشتن سهام يكي از بانك هاي خصوصي سروصداي زيادي كرده است. آشنايي برديا با همه برايم تعجب برانگيز است. وقتي علت آن را جويا شدم، پاسخ چيزي نبود جز عشق و حال. به گفته برديا، تنها تفريحي كه در حال حاضر وجود دارد ماشين بازي در كلاس بالاست و او هم اكنون شاخ همه ماشين بازهاي تهران است. برديا، ماشين خود را وسيله اي براي دعوت شدن به ميهماني هاي آنچناني دانست و تاكيد كرد: من ترجيح مي دهم به تفريحاتي از اين قبيل مشغول باشم تا اينكه به قليون كشيدن و... بپردازم. برديا كه از ماشين خود راضي به نظر مي رسيد، ادامه داد: با ماشين سه ميليارد توماني در تهران احساس پادشاهي مي كنم، ولي اگر مي شد سه ميليارد ديگر داد و ماشين را شماره كرد و جايي براي تست سرعت بود، ديگر غصه اي نداشتم. دنياي رنگي پولدارها بازار ماشين بازي داغ بود و انواع و اقسام ماشين هايي كه خيلي ها فقط اسمش رو شنيدن، مشغول انجام حركات نمايشي بودند. قبل از نوشتن گزارش سري هم به نمايشگاه ماشين زدم. ستاره بنز واقع در خيابان وليعصر اولين مقصد من بود كه انواع مدل هاي بنز را آنجا مي شود پيدا كرد. فروشنده خيلي خوش برخورد بود و با لحني خاص شروع به توضيح درباره آپشن هاي مدلي كه كنارش ايستاده بودم، كرد. وقتي فهميد خبرنگارم، گفت: آقا بنويسيد تهران شهر تضادهاست. بنويسيد در منطقه اي كه من زندگي مي كنم قيمت تمام ماشين هاي محل به اندازه يكي از اين ماشين ها نيست. احمد كه دلي پردرد داشت، ادامه داد: در شهري كه يكي نان نسيه مي خره و يكي ديگه تا سه ميليارد پول ماشين يكي از بچه هاش رو پرداخت مي كنه، جاي زندگي نيست؛ چون تهران دنياي رنگي پولدارها شده و براي بي پول ها همچنان سياه و سفيده. خريداري كه مشغول چك كردن آپشن هاي خودرو مورد نظر خود بود، گفت: پسرم بنويس تو تهران يكي ماشين 500 ميليوني سوار مي شه و يكي ديگه به خاطر نداري حتي نمي تواند سوار اتوبوس شود. سرويس 10 ميليون توماني ماشين سر راه روزنامه سري هم به تعميرگاه هاي خاص اين ماشين ها زدم؛ تعميرگاهي كه عكس گرفتن حتي در آن ممنوع است. متصدي تعميرگاه با خوشرويي اطلاعات مورد نياز من را در اختيارم گذاشت. به گفته وي؛ تعمير بعضي از ماشين ها از جمله فراري كه به صورت گذر موقت تردد مي كنند، بيش از 10 ميليون تومان هزينه دارد. خودروهايي هم كه نمايندگي مجاز دارند پس از اتمام گارانتي در بهترين حالت سه تا چهار ميليون هزينه سرويس پرداخت مي كنند. علي در پاسخ به تعداد مراجعان روزانه نيز گفت: ما در طول روز به بيش از سه دستگاه خودرو نمي توانيم رسيدگي كنيم و بعضي ها تا يك ماه در نوبت هستند. علي در رابطه با فلسفه وجودي ماشن هاي گران قيمت در تهران هم گفت: بودن ماشين هايي از اين دست بد نيست، اما بايد توجه داشت در شهري كه خيلي ها توان پرداخت قسط 160 هزار توماني پرايد خود را ندارند، آدم هايي هم پيدا مي شوند كه هزينه يك بار سرويس ماشين آنها بيش از قيمت يك اتومبيل صفر كيلومتر است. بله، اينجا تهران است؛ شهري كه در زير پوست خود دنيايي از اتفاقات رنگي و سياه و سفيد را جاي داده است؛ اتفاقات سياه و سفيدي كه با فرار مسافر از پرداخت كرايه 100 توماني اتوبوس، عدم توانايي پرداخت حق بيمه 150 هزار توماني و فرار پس از پر كردن باك بنزين ثبت مي شود و كمي آن سوتر اتفاقات رنگي زندگي برخي خانواده ها را خوش رنگ تر مي كند؛ خانواده هايي كه برخلاف اكثر مردم جامعه به فكر زندگي كردن هستند نه زنده ماندن. خانه هاي 11 ميلياردي، قصرهاي مجلل، ماشين هاي چند صد ميليوني و چند ميلياردي، لباس هاي مارك دار و رستوران هاي خاص (كه يك وعده غذا در آن برابر با حقوق يك ماه 70 درصد افراد جامعه است) نيز از جمله ابزارهايي هستند كه اتفاقات رنگارنگ اين قشر را رقم مي زنند. بله، اينجا تهران است و در برخي موارد فرقي با اروپا ندارد. شايد وقتي به پيشنهاد برديا براي تهيه گزارش از رستوران هاي خاص و ميهماني هاي آنچناني رفتم من هم به اين جمله ايمان بياورم: «اينجا تهران است، فرقي با اروپا ندارد.»
یک جوان با پرداخت مبلغی معادل با سه میلیارد تومان یک بوگاتی ویرون وارد ایران کرده! جالبه که تمام هم و غم این جوان این بود که سه میلیارد تومان دیگه بدهد و این ماشین رو پلاک کند .
پاساژمریم؛ تیشرت ۲۰۰هزار، شلوار1.5، ساعت 170میلیون! به گزارش آخرین نیوز، شرق نوشت: کمی آنسوتر از همه بگومگوها و شعارهای اقتصادی مدیران دولتی و کمی آنطرفتر از پایینهای شهر، قیمتها روی کالاهای مصرفی آنقدر دانهدرشت شدهاند که گاهی اوقات فکر میکنی اقتصاد با حال و هوای این شهر شوخی میکند.
اینجا تهران است؛ پایتخت رویاها و افسانههای واقعی. ساعت روی همان اعداد همیشگی چرخ میزند و هوا نیز همان هوای دودگرفته همیشگی است اما شاید هیچگاه تهران را از این نما ندیده باشید. تیشرتهای ارزان ۲۰۰ هزار تومانی! پاساژ جامجم یکی از مکانهایی ست که میتواند رنگ چهرهتان را عوض کند. این پاساژ درست مقابل سازمان صدا و سیما یا همان تلویزیون ملی قرار دارد؛ یعنی جایی که مدیران دولتی روبهروی دوربین آن مینشینند و میگویند همه چیز خوب است و هیچ مشکلی در اقتصاد ایران وجود ندارد. وارد پاساژ که میشوی، بوتیکها گوش تا گوش یک سالن بزرگ را پر کردهاند. در این پاساژ، ارزانترین کالا تیشرت است که میتوان با قیمت ۲۰۰ هزار تومان خریداری کرد؛ البته تیشرت صد هزار تومانی نیز در این پاساژ پیدا میشود ولی فروشندگان شما را از خرید کالاهای بیکیفیت منع میکنند! ارزانترین شلوار جین این پاساژ، ۴۵۰ هزار تومان و ارزانترین کمربندها صد هزار تومان قیمت دارند. شما میتوانید هر پیراهن را نیز در این بازار حداقل ۲۰۰ هزار تومان خریداری کنید. هر جفت کفش در این پاساژ تا سه میلیون تومان هم قیمت دارد؛ البته کفش ۲۰۰ هزار تومانی نیز هر از گاهی در ویترین این پاساژ خودنمایی میکند اما به نظر میرسد مشتریان تمایلی برای خرید آن ندارند. یکی از فروشندگان این پاساژ میگوید: «مشتریان کفش در این پاساژ به طور میانگین کفشهایی بالاتر از یک و نیم تا دو میلیون تومان خریداری میکنند.» ارسلان که حدود ۳۰ سال دارد، ادامه میدهد: «این قیمتها خیلی هم بالا نیست و افراد زیادی هم متقاضی خرید این اجناس هستند.» او همچنین میگوید که «هر کسی نباید برای خرید به این پاساژ بیاید چون اینجا جای هر کسی نیست» پاساژ مریم آخر دنیاست! میگوید شما مرا سیاوش صدا کنید. به او میگوییم ما از پاساژ جامجم میآییم. میخندد و میگوید: «آنجا همچنین رونقی ندارد اما اینجا آخر دنیاست باید پولهای خود را بگذارید و بروید.» در این بازار یک پیراهن مردانه حداقل ۸۰۰ هزار تومان قیمت دارد. فروشندگان همه یکصدا میگویند اجناسشان از بهترینهای دنیاست ولی به سختی میتوان این ادعا را باور کرد. سیاوش در مورد مشتریان خود میگفت: اکثر مشتریان من از جوانان متمول شهر هستند که یا برای تفریح یا برای چشم و همچشمی از این بازار خرید میکنند.» کمی سخت است که باور کنیم در این بازار، شلوار پارچهای تا یک و نیم میلیون تومان قیمت دارد یا کفش زنان با مارک گوچی و مانگو و زارا هر کدام با حداقل ۹۰۰ هزار تومان به فروش میرسند. کیفهای زنانه نیز در این بازار ۸۰۰ الی ۸۵۰ هزار تومان قیمت دارند و در برخی مغازهها کفشهای زنانه دو میلیونی نیز پیدا میشود. فروشندگان کیف و کفش زنانه میگویند برخی افراد در این بازار فقط در یک پروژه خرید بیش از ۱۳ الی ۱۴ میلیون کیف و کفش یا البسه دیگر خریداری میکنند. شالهای مردانه شاید ارزانترین کالای این پاساژ باشد که میتوان با ۱۸۰ هزار تومان صاحب یک شال شد. بیرون؛ شما خریدار نیستی! اما کمی آنسوتر از پاساژ مریم، پاساژ محمودیه قرار دارد که به قطب ساعتهای لوکس پایتخت مشهور است. از مریم که در نوک بینی خیابان فرشته قرار دارد به پاساژ محمودیه میرویم؛ جایی که در همان بدو ورود یکی از مشتریان مقابل پرسش ما میگوید: «شما خریدار نیستید» و با لبخندی تلخ ما را به بیرون مغازه هدایت کرد. در اینجا زمان روی قیمتها ایستاده است. ساعت کمتر از یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در این پاساژ پیدا نمیشود و ساعتهای تگ هویر و رولکس با قیمتهای ۴۰ میلیون تا ۱۷۰ میلیون تومان پشت ویترین خودنمایی میکنند. بالاخره این هم بخشی از شهر ماست. جایی که در آن خط فقر یک میلیون تومان است و حداقل حقوق کارمندان و کارگرانش به ۴۰۰ هزار تومان نمیرسد ولی میشود ساعتهای رولکس ۱۷۰ میلیون تومان هم پیدا کرد. ![]() یاد بازار مسکن میافتیم، جایی که در آن رویای خانهدار شدن سر به فلک میزند و به اندازه قیمت تنها یک ساعت ۴۰ میلیون تومان میتوان در آن صاحبخانه شد. دوباره از روبهروی پاساژ جامجم رد میشویم و از مقابل نردههای تلویزیون ملی عبور میکنیم. شاید همان لحظه یک مدیر اقتصادی به دوربینها میگوید: فاصله طبقاتی نداریم، شایعه نسازید.
نظرات شما عزیزان:
سلام
شما می توانید بعد از عضویت کد را دریافت کنید و در قالب وبلاگتان (ویرایش قالب) قرار دهید سپس هر ساعتی ،روزی،هفته ای،ماهی که پست تازه می زنید برای ما ارسال کنید تا به نمایش گذاشته شود ودیگران بتوانند استفاده کنند. یکی دیگر از ویژگی ها این است که بعد از عضویت می توانید پیام برای ما ارسال کنید که حاوی تبلیغ وبلاگتان باشد سپس ما آن را برای همه ی اعضا ارسال می کنیم و ویژگی بعدی این می باشد که شما می توانید بنر سفارش دهید و بنرتان را در لینک باکس به نمایش بگذارید امکانات دیگر را می توانید بعد از عضو شدن ببینید. {قصد ما معروف کردن وبلاگها} موفق باشید
موضوعات آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پيوندها
![]() نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||
![]() |